تکرار می‌کند هنوز را

 رضا مسلمی‌زاده
بیست و دو سال از آغاز «جنبش اصلاحات» در ایران می‌گذرد و سمبل این رویداد، همچنان یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های زنده در صحنه‌ی سیاسی کشور است. تا جایی که پس از آخرین انتخابات در توییتی طلایی شایع شد: «انتخابات در ایران دیگر انتخابات نیست، بلکه انتصابات سید‌محمد خاتمی است.»
رهبر کاریزماتیک اصلاحات که مُهر «تَکرار»ش بر انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس شورا، خبرگان و شورای شهر خودنمایی می‌کند، در پی ناکامی‌های دولت تدبیر و امید برای تحقق وعده‌های انتخاباتی و انفعال نامقبول برخی از نمایندگان فراکسیون «امید» چند وقت پیش اعتراف کرد: «من اگر تکرار هم کنم، دیگر مردم رای نمی‌دهند.»
این حرف نشانه‌ای از شنیدن صدای مردم از سوی اصلاح‌طلبان و دیدن واقعیات جامعه به حساب آمد و عده‌ای را به درانداختن طرحی نو از سوی این جناح سیاسی امیدوار کرد، اما جوهر آن سخنان هنوز خشک نشده بود که رییس‌جمهور اسبق ایران گفت: «انتخابات را نباید تحریم کرد» و «قهر کردن با صندوق رای، انحلال مردم است».
حالا ظاهرا این بار توجیه ایشان «شرایط حساس کنونی» ناشی از تحریم‌های یک‌جانبه و جنگ اقتصادی ترامپ است: «مردمِ ناراضی باید فداکاری و از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران پای صندوق‌ها بیایند تا جلوی خطر گرفته شود».
در صداقت و سلامت خاتمی شکی نیست. در میان مخالفان ایشان هم عده‌ای بر این صداقت و سلامت شهادت می‌دهند. دغدغه‌های او که از شخصیت‌های بلندپایه نظام بوده و به آن اعتقاد قلبی و عقلی دارد، با مخالفان نظام کاملا فرق می‌کند. به قول احمد زیدآبادی؛ «درونمایه‌ی حرکت او همیشه فاصله گرفتن از تحرکاتی است که به تضعیف اساس جمهوری‌اسلامی منجر شود... خاتمی فقط در چارچوب جمهوری‌اسلامی برای اصلاح‌طلبان موقعیت قایل است و خارج از این چارچوب، از نگاه او، وضعیت اصلاح‌طلبان بهتر از اصولگرایان نخواهد بود».
با این همه، اکنون بزرگ‌ترین مانع پیش روی خاتمی و همفکرانش برای حضور در انتخابات امسال، یأس و ناامیدی‌ای است که علاوه بر بخش‌هایی از جامعه، دامان تعداد زیادی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب را هم گرفته است. موج بی‌سابقه انتقاد به این مواضع خاتمی نشانه‌ای از نارضایتی به مواضع تکراری وی است.
دو دهه از عمر اصلاحات می‌گذرد و این جریان سیاسی دیگر آن طراوت و جذابیت سال‌های اولیه را ندارد. بازی‌های «تکرار»ی نه برای خود بازیگران جذاب است و نه تماشاگران را به حضور در میدان تشویق می‌کند. خنثا کردن فیلتر نظارت استصوابی با ارایه‌ی فهرست‌هایی از بازیگران گمنام و درجه‌ی چندم، که در انتخابات پیشین رقم خورد اگرچه تک ستاره‌هایی همچون محمود صادقی، دکتر حیدری، پروانه سلحشوری و طیبه سیاوشی را به ارمغان آورد، اما کفایت نمی‌کند.
ایده ذهنی «شرایط حساس کنونی» همگان را به مسکن‌های موقت راضی کرده و مانع از بازنگری و خانه‌تکانی اساسی و اصلاح اصلاحات شده است.
سیدمحمد خاتمی که ملت را به فداکاری دعوت کرده، از دشواری وظیفه بی‌خبر نیست. به نظر می‌رسد او با مایه گذاشتن از وجهه‌ی سیاسی خویش و به جان خریدن نیش و کنایه‌های برخی دوستان، پیش از دیگران دست به اقدامی فداکارانه زده است. از جنس همان فداکاری‌های مادرانه‌یی که باز هم به قول احمد زیدآبادی دایگان قدرش را نمی‌دانند.