گزارش پاسارگاد از کودکان معلولی که هیچ مرکزی برای آموزش آن‌ها در سیرجان وجود ندارد
کودکان کد هشت

 زهرا خواجویی‌نژاد
«سارا، مینا و الهام» سه دختر معلولی هستند که اول مهر نمی‌توانند به مدرسه بروند. آن‌ها عاشق مدرسه‌رفتن هستند اما مدرسه استثنایی «طلوع» دست رد به سینه آن‌ها زده است. والدین بچه‌ها شنبه این هفته به دفتر پاسارگاد آمدند و خواستند راهی جلوی پای‌شان گذاشته شود تا فقط بچه‌های‌شان به مدرسه بروند.
 اکسیژن به مغزشان نرسید
سارا مشکلcp یا همان بیماری جسمی حرکتی دارد. در اثر زایمان سخت بچه دیر به دنیا می‌آید و در اثر فشاری که به بچه می‌آید، اکسیژن یک لحظه به بچه نمی‌رسد و دچار مشکل جسمی‌حرکتی می‌شود. این‌ها را مادرش می‌گوید: «تا زمانی که سارا راه نرفت ما متوجه مشکلش نشدیم چون از نظر ظاهری اصلا مشخص نبود اما وقتی راه افتاد دیدم بچه‌ام اصلا تعادل ندارد. پس از آن چندین بار عملش کردیم الان راه می‌رود اما راه طولانی نمی‌تواند برود. در واقع یکی از سلول‌های مغز آسیب دیده و همان باعث شده قسمت حرکتی آسیب ببیند.» مینا سندروم ‌دان دارد مادرش می‌گوید؛ «‌به من گفتند چون زیر 20 سال زایمان داشتم بچه‌ام دچار سندروم دان شده است. گفتند توی صد نفر یک نوزاد چنین می‌شود. من به جز مینا یک دختر دیگر هم دارم که سالم است. مینا فقط گفتارش ضعیف است، واز لحاظ هوش عالی است.» مادر الهام می‌گوید:«الهام تشنجی است. در 8 ماهگی تشنج کرد و اکسیژن به مغزش نرسید و دچار مشکل شد، او از نظر ظاهری و رشدی هیچ مشکلی ندارد اما چشم و دست با هم هم‌خوانی ندارند و با اینکه عینک می‌زند اما هنوز هم مشکل دارد و یادگیری‌اش کُند است».
 به خاطر معلولیت باید از حق‌شان محروم شوند
مینا و الهام همراه مادران‌شان آمده‌اند اما سارا نیامده است. مادر سارا می‌گوید بچه من در راه رفتن مشکل دارد. می‌بایست بغلش کنم که نمی‌توانستم. او می‌گوید: «بچه‌های ما حدود 9 سال دارند اما هنوز مدرسه نرفته‌اند. فقط پیش 1 و پیش 2 رفتند. بعد از اتمام دوره پیش‌دبستانی خواستیم بچه‌ها را مدرسه استثنایی ثبت‌نام کنیم. گفتند یک سال در خانه با بچه‌ها کار کنید سال بعد بیاورید تا از آن‌ها تست سنجش بگیرند، اگر قبول شدند در مدرسه استثنایی ثبت‌نام‌شان می‌کنیم. کل پارسال را در خانه بودند و سعی کردیم خودمان بچه‌ها را آماده کنیم. اما امسال که بچه‌ها را برای سنجش بردیم گفتند در تست سنجش رد شدند و نمی‌توانند مدرسه بروند. حال سوال ما این است، تکلیف بچه‌های ما چیست؟ یعنی به خاطر معلولیت باید از اولیه‌ترین حق‌شان محروم شوند.»
مادر سارا معتقد است کودکش از لحاظ ذهنی مشکلی ندارد؛ «چند روز پیش گوشی پدرش خراب شده بود و فقط او توانست درستش کند، پدرش وقتی این اتفاق را دید ‌گفت وقتی بچه‌ی من این‌قدر ذهنش باز است چرا مدرسه قبولش نمی‌کند. این‌ها درصدی از هوش را دارند و می‌توانند یاد بگیرند. از نظر گفتاری دخترم خوب است و حرف می‌زند و فقط بعضی کلمات را که سخت باشند درست نمی‌تواند تلفظ کند.» او مدعی است: «در سنجش فقط یک سوال پرسیدند حداقل چهارتا سوال دیگر از بچه می‌پرسیدند شاید آن‌ها را بلد بود.دخترم از نظر یادگیری مفاهیم عالی است و هیچ مشکلی ندارد.» مادر مینا می‌گوید: «من نمی‌دانم سنجش بر چه اساس و معیاری بچه‌ها را قبول یا رد می‌کنند. ما در فخرآباد زندگی می‌کنیم اما حاضرم بچه‌ام را در مدرسه قبول کنند، به خاطرش هر روز از فخرآباد می‌روم و می‌آیم تا روحیه بچه‌ام حفظ شود و یه چیزی یاد بگیرد. به خدا از مربی‌ مهدش اگر بپرسید می‌گوید چقدر پیشرفتش عالی بوده است. ولی نمی‌دانم چه طوری سنجش بچه‌ها را رد کرده است».
 دلیل اینکه مدرسه بچه‌ها را قبول نکرده چه بوده است؟
مادر سارا در جواب این سؤال می‌گوید: مدرسه می‌گوید در طرح سنجش نمره لازم را کسب نکردند و برای همین آن‌ها را قبول نکردند.
مادر مینا سریع در حرفش می‌آید و می‌گوید: مدرسه طلوع شده مرکزی برای بچه‌های عادی که کندذهن هستند و در مدارس عادی قبول‌شان نمی‌کنند، همین باعث شده حق بچه‌های ما که واقعا معلول هستند ضایع شود. درصورتی که این مدرسه حق بچه‌های ماست.
مادر سارا بلافاصله می‌گوید: ببینید بچه‌های کندذهن مشکل آنچنانی در یادگیری ندارند فقط مطالب را کند یاد می‌گیرند و در مدارس عادی هم می‌توانند بروند یا اینکه اگر در مدرسه استثنایی بیایند یک سال یاد می‌گیرند راه که افتادند دوباره تست سنجش می‌گیرند و می‌توانند به مدارس عادی برگردند. اما بچه‌های ما فقط همین یک مدرسه را در سیرجان دارند.
 ما به تست سنجش هم اعتراض داریم
او ادامه داد: ما به گرفتن تست سنجش هم اعتراض داریم، وقتی دخترم برای تست سنجش داخل اتاق شد و بیرون آمد گفتم مامان چه گفتند؟ گفت گفتند یک گردی بکش. بعد گفتند خانم بیا بچه‌ات را ببر، گفتم چرا؟ گفت بچه‌ی تو نمی‌تواند مدرسه برود، بروید مربی خصوصی بگیرید تا روی بچه‌تان کار کند. یا ببرید مهدکودک و سال دیگر او را بیاورید. این داستان سال پیش هم تکرار شد و بچه‌های ما یک سال توی خانه بودند بدون اینکه آموزش ببینند.
 هزینه مربی خصوصی را نداریم
مادر مینا می‌گوید: مربی خصوصی ماهی 400-500 هزار تومان می‌گیرد از کجا بودجه‌اش را بیاوریم. من دوتا بچه دارم از فخرآباد باید بیایم، باید برای دخترم سرویس بگیرم که او را به سیرجان بیاورند، سرویس هم ماهی 200 هزار تومان می‌گیرد. بعد اگر قرار باشد ماهی 500 تومان به مربی خصوصی بدهیم که نمی‌شود. با این هزینه‌ها چطوری مربی خصوصی بگیریم؟
او ادامه داد:«خرج تحصیل بچه‌های عادی را دولت موظف است رایگان بدهد بچه‌های ما که مشکل‌دار هستند و هزارتا خرج دیگر هم دارند. ما باید خرج گفتاردرمانی، کاردرمانی و... اگر قرار باشد معلم خصوصی بگیریم و آن خرج هم اضافه شود، از کجا بیاوریم».
مادر مینا که دخترش سندروم‌دان دارد معتقد است دخترش در این مدت پیشرفت داشته است؛ «پارسال که دخترم را مهد می‌فرستادم مربی‌اش از او خیلی راضی بود جز سندروم دانی‌هاست که 10 درصد مشکل دارد، هوشش عالی است، بچه‌ام از یک بچه عادی بهتر نقاشی می‌کشد. مربی‌اش گفت اگر بتواند تصویر یک آدم بکشد که چشم و ابرو و دست و پا داشته باشد سنجش قبولش می‌کند، حالا در تست سنجش همین کار را انجام داده است اما او را قبول نکرده‌اند».
 پس من کی مدرسه می‌روم؟
مادر سارا می‌گوید: «من یک پسر دیگر هم دارم که دارد برای سال تحصیلی جدید آماده می‌شود، سارا مدام به من می‌گوید پس من کی مدرسه می‌روم؟ کو پس لوازم‌التحریر من، مامان من دیگر مدرسه نمی‌روم، الان من در جواب بچه‌ام چه باید بگویم؟ یعنی بچه بماند تو خانه که حافظه‌اش تحلیل رود، شاید در مدرسه هم آنچنان که باید یاد نگیرند اما باعث می‌شود بچه‌های معلول روابط‌عمومی‌شان خوب شود و از جامعه فراری نباشند تو اجتماع باشند، اصلا برای‌شان یک دلخوشی است».
او ادامه می‌دهد: «ببنید همه خانواده‌هایی که بچه‌های معلول دارند وضعیت مالی خوبی که ندارند مثلا شاید یکی مثل من بتواند برای بچه‌اش مربی خصوصی بگیرد اما آن‌ها که ندارند باید چه کنند. زنی که خودش سرپرست خانواده است به خاطر بچه‌اش از روستا به شهر آمده است و ماهی 200-300 هزارتومان بیشتر درآمد ندارد چگونه می‌تواند هزینه معلم خصوصی بچه‌اش را تامین کند و مجبور است مربی نگیرد و این بچه‌ها اگر آموزش نبینند بدتر می‌شوند و حافظه‌شان تحلیل می‌رود».
مادر مینا می‌گوید:«اگر عنوان مدرسه، استثنایی است یعنی حق بچه‌های معلول است که در این مدرسه تحصیل کنند.» وی افزود: «باید از بچه‌های عادی سنجش بگیرند یعنی ببینند بچه‌ای می‌تواند مدرسه عادی برود یا نه، برای رفتن به مدرسه استثنایی که نباید سنجش بگیرند. در هیچ شهر دیگری این جوری نیست. در شهرهای بزرگ بچه‌های معلول به راحتی در مدرسه استثنایی آموزش می‌بینند.» او می‌گوید: «یعنی هیچ‌کس در این شهر جوابگوی ما نیست. در فرمانداری، آموزش‌پرورش فقط می‌گویند براساس این مصوبه باید سنجش بچه شما را بپذیرد. اصلا بچه‌های ما تحت هر عنوانی طبقه‌بندی می‌شوند ما فقط می‌خواهیم آموزش ببینند.» وی افزود: «ما خانواده‌هایی که بچه معلول داریم چقدر خون‌دل می‌خوریم تا این‌ها را بزرگ می‌کنیم. حداقل با رفتن به مدرسه تنها دلخوشی بچه‌ها را نگیرند.»
مادر مینا می‌گوید: «مربی‌شان می‌گوید بروید پیش خانمی که سنجش ازشان می‌گیرد گریه و زاری کنید شاید بچه‌تان را قبول کنند. مگر می‌شود به این شیوه، پارسال گریه هم کردیم اما قبول‌شان نکردند.‌»
 ما فقط می‌خواهیم خواندن نوشتن یاد بگیرند
مادر سارا می‌گوید: «‌آن روزی که بچه‌ام را در سنجش قبول نکردند این‌قدر گریه کردم که شوهرم گفت اصلا خودم توی خانه بچه را نگه می‌دارم. دلم می‌خواهد بچه‌ام یک چیزی یاد بگیرد. اصلا بچه‌ام گم شد یا من وسط خیابان از هوش رفتم و بچه‌ام بالا سرم بود حداقل بتواند بگوید مادر و پدر من کی هستند. شماره تلفن را بلد باشد، یک تابلو را دیدند بتوانند بخوانند، اسم و فامیل‌شان را بتوانند بنویسند، در همین حد ما راضی هستیم.»
مادر الهام می‌گوید: «من خودم سرپرست خانواده هستم و الان ماهی 300 تومن اجاره خونه می‌دهم و کلا 200 هزار تومان برایم باقی می‌ماند. و دیگر هزینه کلاس خصوصی را ندارم.»
مادر سارا از رفتار بد مردم با معلولان ناراحت است: «فامیل و آشنا مدام می‌پرسند چرا سارا مدرسه نمی‌رود، یعنی نمی‌تواند مدرسه هم برود.»
 مینا کد 8 خورد
از نظر آموزش بچه‌های معلول، بچه‌ای که پس از انجام تست سنجش کد 8 بخورد یعنی آموزش‌پذیر نیست و تربیت‌پذیر است حالا مینا که سندروم‌ دان دارد کد 8 خورده است و مادرش مانده است برای آموزشش چه کند. با این حال می‌گوید: من کوتاه نمی‌آیم، از روبه‌رو شدن بچه‌ام در اجتماع ابایی ندارم و مرتب او را همراه خودمان تو اجتماع می‌بریم که اجتماعی شود و از مردم و اجتماع ترس نداشته باشد. هرچند خودم از نگاه‌ها و حرف‌های مردم ناراحت می‌شوم اما نمی‌گذارم از اجتماع دور باشد.
مینا با ماژیک روی تخته عکس خانه می‌کشد، خانه‌ای با دو پنجره، الهام هم کمکش می‌دهد و آن‌قدر در دنیای‌شان غرق هستند که نمی‌دانند این هیاهو به خاطر آن‌هاست.
 مصاحبه نمی‌کنم
خانم سالاری مدیر مدرسه استثنایی طلوع با تاکید بر اینکه مصاحبه نمی‌کند و بروید با مسئولان آموزش‌و‌پرورش مصاحبه کنید، فقط به یک جمله اکتفا می‌کند: ما براساس نتیجه طرح سنجش کار می‌کنیم، هرکسی در سنجش قبول شده باشد در این مدرسه ثبت‌نام می‌شود.
 تعهدی مبنی بر ثبت‌نام دانش‌آموزان تربیت‌پذیر نیست
معاون آموزش ابتدایی اداره آموزش‌و‌پرورش می‌گوید: مدارس استثنایی، مدرسه هستند نه مرکز نگهداری از کودکان و این یکی از اشتباهات رایج برخی والدین است. محمود قاسمیان با تاکید بر اینکه بچه‌های استثنایی حتماً با ارایه نامه سنجش وارد این مدارس می‌شوند، می‌گوید: بعد از سنجش که در دو مرحله انجام می‌شود یک عده از دانش‌آموزان عادی می‌شوند، یک عده دانش‌آموز مرزی که باز هم جزو دانش‌آموزان عادی به حساب می‌آیند، یک گروه دانش‌آموزان استثنایی آموزش‌پذیر هستند که باید به مدرسه استثنایی بروند و آموزش روی آنها تاثیر دارد و گروه آخر جزو دانش‌آموزان استثنایی تربیت‌پذیر هستند. با این حال آن‌ها را هم به صورت آزمایشی به مدرسه می‌فرستیم و تا ۴ سال فرصت دارند آموزش بگیرند. اگر مسئولان مدرسه در این مدت به این نتیجه برسند که آموزش روی آنها تاثیر دارد در مدرسه می‌مانند ولی اگر تاثیری نداشته باشد از نظر قانونی نمی‌توانیم آن‌ها را در مدرسه بپذیریم. چون اگر قرار باشد همه این دانش‌آموزان آموزش ببینند وقت معلم هدر می‌رود در حالی که آموزش روی آن‌ها اثر ندارد و معلم می‌تواند همین وقت را به بچه‌های استثنایی آموزش‌پذیر رسیدگی کند. قاسمیان گفت: اگر ثابت شود دانش‌آموزی تربیت‌پذیر است تعهدی برای آموزش‌وپرورش مبنی بر ثبت نام او ایجاد نمی‌شود. او در مورد تعداد دانش‌آموزان در کلاس مدارس استثنایی گفت: استاندارد این کلاس‌ها ۶ تا ۱۱ نفر است و روش آموزش آنها خاص است. کسی که تربیت‌پذیر باشد پذیرفته نمی‌شود چون سامانه ثبت‌نام سامانه نظارتی است و نمی‌توان آنها را ثبت‌نام کرد اما بچه‌هایی که لب مرز باشند به آنها یک فرصت داده می‌شود که ببینیم آموزش بر آنها تاثیر دارد یا خیر. اگر دانش‌آموزی آموزش‌پذیر باشد ما حاضریم کلاس ضمیمه ایجاد کنیم تا هیچ دانش‌آموزی از تحصیل باز نماند و این تاکید وزارتخانه است و تا به حال نشده که به خاطر کمبود فضا و کمبود نیرو دانش‌آموزی را نپذیریم.
 هیچ جای خطایی در تست‌های سنجش نیست
جواد زیدآبادی مدیر اسبق طرح سنجش و مدارس استثنایی گفت: هوش و استعداد یک چیز خدادادی است و افراد از نظر هوشی در 5 گروه قرار می‌گیرند؛ افرادی سرشار از هوش هستند که افراد باهوش تلقی می‌شوند و بهره‌هوشی‌شان بالاتر از 120 است، یک عده افراد معمولی هستند، عده دیگر افراد مرزی هستند؛ یعنی در مدارس عادی مدرسه می‌روند اما باید بیشتر کار کنند. دیر یاد می‌گیرند و زود فراموش می‌کنند. گروه بعدی دانش‌آموزان آموزش‌پذیر هستند که یادگیری‌شان کند است. مثلا ممکن است یک پایه را سه سال بخوانند و دسته آخر دانش‌آموزان تربیت‌پذیر هستند که آموزش روی‌شان تاثیر ندارد و در بستر آموزش‌و‌پرورش نمی‌توانند باشند و باید حتما تحت پوشش بهزیستی باشند.
او از مدارس استثنایی با نام مدارس با نیازهای ویژه یاد می‌کند و می‌گوید در این مدارس بچه‌هایی می‌توانند باشند که بتوانند آموزش را فرا بگیرند. به گفته او؛ افرادی که در پایگاه‌های سنجش کار می‌کنند تا جایی که راه داشته باشد افراد را به مرحله پایین نمی‌فرستند و به بچه‌ها فرصت می‌دهند و اگر واقعا آموزش روی بچه‌ها تاثیر نداشتند، آن‌ها را تربیت‌پذیر اعلام می‌کنند.
او با تاکید بر اینکه هیچ جای خطایی در تست‌های سنجش وجود ندارد، گفت: اولین آزمونی که گرفته می‌شود به عنوان آمادگی تحصیلی است بچه‌هایی که در این آزمون نمره نمی‌آورند از آن‌ها آزمون تخصصی گرفته می‌شود که سه تا تست دارد و تست‌ها به گونه‌ای است که حتی دانش‌آموزان ناشنوا، یا افرادی که لکنت دارند هم می‌توانند این تست‌ها را پاسخ دهند سپس براساس نتیجه این تست اعلام می‌شود که بچه‌ای تربیت‌پذیر است یا آموزش‌پذیر. او البته تاکید می‌کند آموزش حق همه‌ی بچه‌های این جامعه است؛ حتی بچه‌های معلول، و هیچ شکی در این نیست که این بچه‌ها باید از خدمات دولتی استفاده کنند اما جایگاه‌اش در آموزش‌و‌پرورش نیست.
 معلولان اگر آموزش نبینند بدتر می‌شوند
مهتاب حسینی رییس بهزیستی که در جریان این ماجرا بود، گفت: «‌بچه‌هایی که تربیت‌پذیر هستند آموزش‌شان زیر نظر بهزیستی است. ما برای بچه‌های تربیت‌پذیر مراکز حرفه‌آموزی داریم. متاسفانه آموزش کودکان تربیت‌پذیر زیر 14 سال یکی از مشکلات ماست چون مرکز مخصوص آموزش آن‌ها نداریم.» حسینی با بیان اینکه چند نفر از خانواده‌های این بچه‌ها به بهزیستی مراجعه کردند، گفت: « امروز هم به کرمان نامه نوشتیم که ما چیکار کنیم، یک راه‌حلی برای کودکان تربیت‌پذیر زیر 14 سال برای ما بگذارید. البته تعدادشان 3-4 نفر است. نمی‌شود با این تعداد برای‌شان مرکزی گذاشت. اگر تعدادشان حداقل به 20 نفر می‌رسید ما می‌توانستیم یک مرکزی برای‌شان بزنیم».
به گفته‌ی حسینی؛ «‌مراکز آموزش کودکان زیر 14 سال در بعضی از مراکز استان‌ها وجود دارد اما در شهرستان‌ها نیست. در حال حاضر در سیرجان فقط مرکز حرفه‌آموزی کودکان بالای 14 سال وجود دارد. چون بالای 14 سال محدودیت ندارد و تعدادشان بیشتر است. اما در مورد بچه‌های زیر 14 سال متاسفانه هیچ مرکزی نداریم.» وی افزود: «حالا به کرمان نامه زدیم ببینیم که چکار کنیم. مثل اینکه آموزش‌و‌پرورش طرح سنجش را دقیق‌تر اجرا می‌کند و بچه‌هایی را که پیشرفت نداشتند را رد می‌کنند و برای همین این مشکل ایجاد شده است.» حسینی می‌گوید: «طی صحبتی که با آموزش‌و‌پرورش داشتم گفتند بچه‌های تربیت‌پذیر را سال پیش پذیرش کردیم چون هیچ پیشرفتی نداشتند رد کردیم و اگر اینجا باشند بیشتر سرخورده‌تر می‌شوند.» از نظر مهتاب حسینی بچه‌های معلول اگر آموزش نبینند و با آن‌ها کار نشوند وضعیت معلولیت‌شان بدتر می‌شود؛ «‌هرچه کودک بیشتر آموزش ببیند و هرچه بیشتر مهارت‌ها و کارهای ظریف‌تر را با دستش انجام بدهد مغزش بیشتر رشد می‌کند.» او سپس می‌گوید: «کودکان در مراکز حرفه‌آموزی مهارت‌های خودیاری، حرفه‌آموزی، مهارت‌های رفتاری و... یاد می‌گیرند.» رییس بهزیستی گفت: « با همکاران‌مان صحبت کردیم که با توجه به تعداد کم‌ دختران زیر 14 سال بیاییم مرکز مختلط بگذاریم، نامه‌اش را به کرمان زدیم اگر کرمان اعتباری برای‌مان در نظر بگیرند مرکز را راه می‌اندازیم. چون تعدادشان آن قدر نشد که بخواهیم مرکز جدا بزنیم».