چاپ

مشقِ شب برای مسئولانِ شهر

 ابوذر خواجویی‌نسب
بازآمد بوی ماه مهر، بوی ماه مدرسه! چندی پیش و در حال مرور یک مقاله،‌ به‌پرسشی برخوردم با این مضمون که چرا نظام آموزشیِ جدید در ایران، علی‌رغم برخورداری از تکنولوژی‌های جدید آموزشی به مانندِ نظام آموزشیِ قدیم، قادر به تربیت دانش‌آموزانی متفکر و خلاق نیست؟ متاسفانه مدارس امروزی با انتقال فراوانِ مفاهیمِ تکراری بی‌معنا، فرصتِ «اندیشیدن» را از شاگردان گرفته‌اند. در حقیقت نظام آموزشی ایران فقط به کتاب‌های درسی و حفظ‌کردن آن‌ها توسط دانش‌آموزان اهمیت می‌دهد. حال آن‌که انتقال اطلاعات به‌تنهایی برای اندیشیدن کافی نیست. فارغ از این، علت اصلیِ شکست و ناکامی بیشتر مدارس در برابر نوآوری‌های آموزشی به‌ویژه پرورشِ «تفکر» باورهای غلط و از پیش‌ساخته‌ی مدیران است. به‌تعبیری دیگر در نظام آموزشیِ جدید، به‌جای این‌که روش آموختن و اندیشیدن را به شاگردان بیاموزند، آن‌ها را در مقابل دانسته‌ها و واقعیت‌های علمی قرار می‌دهند. حالا که صحبت از نظامِ قدیم آموزشی شد، بی‌مناسبت نیست یادی کنیم از همه‌ی آن‌هایی که در یک‌قرن‌پیش، زمینه‌سازِ تاسیسِ اولین مدرسه به‌سبک‌ امروزی در سیرجان شدند. در شهر ما و تا قبل از سال 1295، آموزش به‌کودکان به‌صورتِ مکتب‌خانه‌ای بود و افراد عالم و فرهیخته‌ای هم‌چون مرحوم «آخوند ملا‌زین‌العابدین» و مرحوم «ملاغلامحسین‌محمودآبادی» وظیفه‌ی سوادآموزی به کودکان سیرجانی را بر عهده داشتند. اما از این سال به‌ بعد و با تاسیس اولین مدرسه در سیرجان، افرادی هم‌چون میرزا قاسم‌خان ادیب، باقرخان تهرانی، حاج مصباح، حسن نصیبی و حسین بهشتی هر کدام با کوشش‌های خود، نقشِ مهمی در قوام و شکل‌گیریِ نهاد آموزش و پرورش در سیرجان داشتند.
آسمانِ نمایندگانِ فوتبالِ سیرجان در لیگ برتر و لیگ دسته اول، خیلی آفتابی نیست. هم «گل‌گهر» و هم «آرمان‌گهر» راحت گل می‌‌خورند و سخت گل می‌زنند. به ‌تساوی عادت کرده‌اند و هنوز رنگِ پیروزی را ندیده‌اند. هر چند که هر دو تیم به لحاظ فنی نشان داده‌اند، لیاقت و توانِ صعود به رده‌های میانیِ جدول را دارند. به‌شرط آن‌که کادر فنیِ گل‌گهر و آرمان‌گهر، بازیکنان را به ‌لحاظِ ذهنی آماده‌ی رویارویی با حریفان کنند. در لیگی که حتی یک گلِ زده‌ی بیشتر و یک گلِ خورده‌ی کمتر، می‌تواند سرنوشت تیم قهرمانِ و تیم‌های سقوط‌کننده را عوض کند، باید امیدوار بود که هم وینگو بگوویچ و هم قاسم ‌شهبا، با آنالیزِ مشکلاتِ خط‌دفاعی و حمله‌ی تیم‌های‌شان، مشکلِ این گل‌نزدن‌ها و گل‌خوردن‌ها را حل کنند.
نمی‌دانم هنوز برای دانش‌آموزان، چیزی به‌نامِ مشقِ شب وجود دارد یا نه؟ اما در دوران نه‌چندان دور، کار همیشگیِ دانش‌آموزان این بود که از روی فلان جمله یا فلان صفحه ده بار بنویسند و روز بعد به‌عنوانِ تکلیف با خود به‌مدرسه ببرند. هفته‌ی پیش امین‌صادفی، رییس جدید شورای شهر در گفت‌وگو با پاسارگاد گفته بود: «جدا شدن گل‌گهر از حریم شهر خیانت است» کاش بشود همه‌ی مسئولان شهر، هر شب این جمله را به‌عنوان تکلیف، ده‌بار که نه، صدبار بنویسند تا شاید ملکه‌ی ذهنِ‌شان شود.