یکشنبه, 02 آبان 1400

هفته‌نامه شماره ۶۷۴ | ۲۶ مهر ۱۴۰۰

زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟

 رضا مسلمی‌زاده
گل‌گهر باز هم باخت و از ادامه حضور در جام حذفی بازماند. تیم فوتبال باشگاه گل‌گهر اگرچه از پشتوانه‌ مردمی بالایی برخوردار نیست اما این سبب نمی‌شود که اهالی سیرجان آن را زیر نظر نداشته باشند و نتایج آن را دنبال نکنند. این تحت‌نظر گرفتن را می‌توان به گونه‌ای ناشی از نگاه منفی به ریخت‌وپاش‌های مجموعه صنعتی گل‌گهر دانست که در چنین مواقعی فرصت بروز پیدا می‌کند. البته این مجتمع صنعتی معدنی همواره خود را تافته جدا بافته می‌داند و همواره به نوعی در مقابل واکنش‌های مردم به آنچه که در این مجموعه می‌گذرد، با نوعی سکوت رفتار کرده است. و همین سیاست سکوت را به زیرمجموعه‌ی خویش و از جمله باشگاه فرهنگی ورزشی گل‌گهر نیز تزریق کرده است.
از همان روزی که گل‌گهر لیگ برتری شد، مدیران این باشگاه واقع‌بینانه استراتژی خود را برای نخستین فصل حضور در سطح اول فوتبال کشور، «بقا در لیگ» تعریف کردند اما ظاهرا در اتخاذ تاکتیک مناسب، راهی را که رفته‌اند تاکنون مقصود را برآورده نکرده است و زنگ خطر را برای این تیم به صدا در آورده است. برای تیمی که در ریشه‌دواندن در قلوب اهالی فوتبال کم‌کاری کرده است، بسیار طبیعی است که مخالفان مترصد فرصت‌اش، از کاه کوه بسازند و به آن بتازند و جو راه بیندازند. پوشیدن پیراهن سوم باشگاه در یک بازی خانگی در مقابل رقیبی که رنگ لباسش برای بازی تیم گل‌گهر با پیراهن اصلی هیچ منعی ایجاد نمی‌کند، مستمسکی می‌شود تا بار دیگر بحث خرافه در باشگاه سخن به میان بیاید. طعنه‌ی مهدی رستم‌پور در کانال تلگرامی‌اش به این ماجرا گزنده است. مطمئنا رستم‌پور با باشگاه هیچ خورده و برده‌ای ندارد. پس این‌چنین گزنده نوشتن را باید ناشی از تحریک دیگرانی دانست که گل‌گهر خوشایندشان نیست. این روابط و اتفاقات در فضای غیراخلاقی و آلوده‌ی فوتبال ایرانی اموری رایج هستند اما سرعت گسترش یک شایعه را باید در غفلتی جست که هنوز هم گل‌گهر در رفع آن ناتوان است.
نتایج ضعیف گل‌گهر در آغازین حضورش در لیگ برتر به زودی قربانی می‌گیرد و این شتری است که معمولا در خانه‌‌ی سرمربی می‌خوابد. پس پاسخ به سؤالی که در عنوان این نوشته آمده اصلا دشوار نیست.