چاپ

آتش خشم دامن همه‌ی ما را خواهد گرفت

 حسین اطمینان
فیلم، کمتر از 20 ثانیه است ولی نیاز به بحث زیادی دارد و جامعه‌شناسان و روان‌شناسان باید در مورد آن نظر بدهند. «یک جوان کنار یک سطل بزرگ زباله شهرداری پاهای کودکی را که در حال جمع‌کردن زباله است می‌گیرد و او را به سر داخل سطل زباله می‌اندازد. دو نفر از دوستان این جوان که در حال تصویربرداری هستند شروع به خندیدن می‌کنند.» ظاهرا خود آنها هم این شاهکار رفتاری رفیق‌شان را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته‌اند و متعاقب آن تقریبا اکثر افراد صاحب‌نام به آن واکنش نشان دادند.
امیر‌مهدی ژوله طنز پرداز در اینستاگرامش نوشت: این ماییم. همین‌قدر بامزه‏، همین‌قدر خوش‌خنده‏، همین‌قدر دور از رحم و انسانیت. چی شد که فکر کردیم لایق حال و روزی بهتر یا حکمرانانی شایسته‌تر هستیم؟ همه‌چی‌مان به همه‌چی‌مان می‌آید.
پرویز پرستویی هم در اینستاگرامش نوشت: چه هیولاهایی باید درون آدم وجود داشته باشد که با یک بچه زباله‌گرد این‌جوری برخورد کند؟ صدای خنده این دو نفری که پشت دوربین هستند از ذهن من نمی‌رود. چقدر باید مریض باشید که از دیدن این صحنه بخندید؟
طبق آخرین پایش ملی تقریبا 25 درصد جامعه دچار یکی از اختلالات روانی است و اکثر این افراد از پذیرش موضوع امتناع کرده و به روانپزشک مراجعه نمی‌کنند. درصد قابل توجهی از اختلالات روانی به پرخاشگری و خشونت ختم می‌شوند. برای سنجش وضعیت خشونت باید بی‌کاری‏، تورم‏، نبود آزادی‌های اجتماعی، مشکلات اقتصادی، کمبود شادی‏ و... را هم اضافه کنیم که به افزایش خشونت در جامعه می‌انجامد. با این اوصاف وضعیت جامعه چندان روبه‌راه نیست و خشونت در اجتماع به راحتی قابل مشاهده است. وضعیت بد رانندگی، کم‌حوصلگی در پشت چراغ قرمز، نبود گفت‌وگو در جوی آرام‏ و ... را هر روز به وفور می‌بینیم و این موضوع باید زنگ خطری برای مردم و مسئولان باشد. اینکه با دیدن این فیلم آه از نهادمان بیرون بیاید و آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذاریم کافی نیست. مسئولان باید این خشونت افسارگسیخته را ببینند و فکری برای آن بکنند. بعد هم افراد جامعه و والدین اگر اعضای خانواده‌شان علایم اختلالات روانی را دارند آن را بپذیرند و برای درمان آن اقدام کنند. یکی از مسئولان شهرستان سیرجان آمار نزاع را پنج فقره در روز عنوان کرد. مهم نیست این فیلم در کدام شهر گرفته شده، تقریبا وضعیت همه‌ی شهرهای ایران همین است ‌و باید بدانیم این آتش خشمی که در بین مردم وجود دارد به همه‌ی ما مربوط است و دامن همه‌ی ما را خواهد گرفت.
 پاره کردن بنرهای تئاتر خشونت‌ورزی است
خشونت خودش را در همه جا نشان می‌دهد و تئاتر هم از این قاعده مستثنی نیست. نمایش «خواب خیس ماهی» به کارگردانی محمدحسین خاکسارپور از هفت آذرماه در تماشاخانه فرهنگسرا بر روی صحنه رفته است و تا 21 آذر ادامه دارد. این نمایش‌ یک نوع سبک زندگی است و اشکالات روزمره زندگی را نشان می‌دهد. تئاتر هم مانند دیگر هنرها وضعیت مناسبی ندارد و گروه‌های تئاتری سیرجان با چنگ و دندان و هزینه شخصی سعی می‌کنند کورسوی چراغ تئاتر را روشن نگه دارند. اما خشونت چه ارتباطی با تئاتر خواب خیس ماهی دارد؟ این تئاتر با زحمت سه‌ماهه گروه باران روی صحنه رفته است ولی فرد یا افرادی به بنرهای تبلیغاتی آن رحم نکرده و آنها را پاره کرده‌اند. این رفتار دور کار هر گروه و فردی باشد از خشونتی سرچشمه می‌گیرد که باید درمان شود تا مردم از آن در امان باشند.
 مدیری که هنر را می‌شناخت
با هر جامعه‌شناس یا روانشناسی که صحبت کنید یکی از راه‌هایی که برای کاهش خشونت و پرخاشگری در جامعه پیشنهاد می‌دهند؛ افزایش فعالیت‌های فرهنگی و هنری در جامعه است. اگر موسیقی، شعر، نقاشی، تئاتر، جشن و ... در جامعه نمود داشته باشند، مردم آرامش بیشتری خواهند داشت و زندگی آرام‌تر می‌شود. البته عمده‌ی مسئولان در عمل اعتقادی به این موضوع ندارند و فعالیتی هم جز برای بولتن سالانه‌شان انجام نمی‌دهند. در دوازده سال اخیر که مستقیم با مسئولان شهرستان درگیر هستم محمد محمودآبادی سرپرست معزول فرمانداری سیرجان تنها مدیری بود که هنر را می‌شناخت و حامی مراسم‌های فرهنگی و هنری بود. اینکه چرا او را عزل کردند. برداشتن محمودآبادی ضربه قابل توجهی به برنامه‌های فرهنگی، هنری می‌زند. او در ابتدای حضورش رویداد کشوری دو باغ را در سیرجان برگزار کرد و برای آن سنگ تمام گذاشت. به طوری که 100 هنرمند مشهور کشور به سیرجان آمدند و بعد از رفتن خاطره خوشی از این شهر داشتند. اودر مقایسه با بقیه هنر را بهتر و بیشتر می‌شناخت و در چندین سخنرانی این موضوع را کاملا نشان داد. درجشنواره موسیقی نواحی در سیرجان محمودآبادی در مورد موسیقی صحبت کرد و نشان داد که حامی موسیقی است. در اختتامیه جشنواره تئاتر استان هم صحبت قابل قبولی ارایه کرد. این‌قدر که محمودآبادی به فرهنگ و هنر اهمیت می‌داد اداره ارشاد سیرجان و کرمان اهمیت نمی‌دادند و حالا باید دید چه کسی جایگزین این مدیربا پیشینه‌ی فرهنگی در فرمانداری سیرجان می‌شود.