گفت‌وگو با محمد معتمدی‌زاده پیرامون حواشی انتخابات مجلس:
حسن‌پور از مردم عذرخواهی کند

 ناصرصبحی
کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد او 46 هزار و 99 رای در انتخابات به دست بیاورد و با اختلافی اندک نسبت به شهباز حسن‌پور، در رتبه دوم قرار گیرد. به همین دلیل نیز پدیده انتخابات نام گرفت. هرچند این نتیجه برای معتمدی‌زاده وزن سیاسی قابل‌توجهی به همراه داشت اما پیش و پس از انتخابات، حواشی فراوانی حول نام او شکل گرفت. از خبر ائتلاف با سید‌احمد حسینی و معین ضابطی تا برهم خوردن آن، از پیوستن نامی جنجالی مانند محمدرضا عرب‌گویینی به او تا سخنرانی حسینی و حذر دادن طرفدارانش از دادن رای به معتمدی‌زاده و سخنرانی شهباز حسن‌پور در فردای انتخابات که به معتمدی‌زاده هشدار داد تا صف خود را از متخلفان جدا کند. متخلفانی که بنا به گفته حسن‌پور پول‌های کثیفی نظیر قاچاق مواد مخدر را وارد شهر می‌کردند. حتا سخنان حسن‌پور به صورت تلویحی، به ورود این پول‌ها به ستاد انتخاباتی معتمدی‌زاده اشاره می‌کرد. معتمدی‌زاده در گفت‌وگویی که پیش رو دارید، پیرامون این مسایل حرف‌هایی زده است. از حسینی دلخور است، از عرب‌گویینی دفاع می‌کند و حسن‌پور را به سبب سخنانش در اعلام نتایج، دروغگو می‌نامد.
 از شما با عنوان پدیده انتخابات نام می‌برند، چه اتفاقی افتاد؟
من می‌دانستم این‌ میزان رای دارم و دلیل هم داشتم. من با دو دو تا چهارتا وارد انتخابات شدم. از اوایل دهه 80، در بخش‌های مختلف اعم از شهر و روستا بودم و فعالیت‌های فرهنگی زیادی داشتم. کار من در شهرداری، شلوغ‌ترین بخش یعنی حوزه مالی و اداری بود. شهرداری مراجعه زیاد دارد و مردم نحوه کار کارمندان را می‌بینند. در خیلی از موارد من باید پاسخ مردم را می‌دادم. سعی من این بود حتا اگر کاری انجام نشد اما جواب مردم را درست و صحیح بدهم. فکر می‌کنم به همین دلیل اعتماد مردم جلب شد. من در کارهایم فراجناحی بودم. کاری نداشتم که ارباب رجوع از کدام دسته یا حزب است. من در انتخابات مختلفی در سطح‌های کوچک‌تر شرکت کرده بودم؛ از جمله در انتخابات شورای مهندسی کشاورزی سیرجان یا انتخابات کانون مداحان. یکی دیگر از موارد این است که مردم همیشه نیاز به تغییر دارند.
 چه احساس نیازی وجود داشت که وارد این عرصه شوید؟
همه ما به سهم خودمان اگر می‌توانیم کاری برای مردم انجام دهیم، باید آن را انجام دهیم. در قضیه ورود به انتخابات، شاید خیلی راغب نبودم. در عرصه سیاسی بداخلاقی زیاد است و خیلی از سیاستمداران اخلاق را زیرپا می‌گذارند. متاسفانه این‌طور جا افتاده که سیاست و اخلاق دو مقوله هستند که با هم در تعارض هستند ولی اگر جایی که سیاست هست، اخلاق هم باشد، کار مردم بیشتر و بهتر پیش برود. من طرفدار تقویت احزاب هستم چون باعث کمتر شدن مشکلات می‌شود و خیلی از سیاسیون دیگر جرات انجام هر کار و حرفی را ندارند. ما نیاز به ورود نخبگان داریم. در انتخابات این دوره خیلی از بزرگان بودند که می‌توانستند بیایند ولی آن‌قدر عرصه‌های سیاسی را به خصوص با پول‌هایی که در این عرصه هزینه می‌شود کثیف کرده‌اند که باعث می‌شود خیلی‌ها ورود نکنند. متاسفانه هزینه‌های بسیار سنگینی شد که روال و نظم کار را به هم ریخت و باعث شد مردم نتوانند تصمیمی را که می‌خواهند بگیرند. این انتخابات برای من تجربه سنگین و خوبی بود. از طرف دیگر مسایل زیادی در انتخابات رخ داد که من پیگیرشان خواهم بود. با وجود گذشت دو ماه از انتخابات، هنوز آقای حسن‌پور را در سیرجان ندیدیم که یقه‌‌اش را بگیریم. ما فقط مجبور بودیم به شورای نگهبان شکایت کنیم که انتخابات را تایید کردند. اما آقای حسن‌پور باید پاسخگوی خیلی از مسایل باشد. چرا آقای حسن‌پور پیش و در ایام تبلیغات انتخابات، در تالارهای شهر ناهار و شام می‌داد؟ دلیل چه بود و این پول‌ها از کجا آمده است؟ من که چنین پولی نداشتم تا هزینه کنم. ایشان چندین سال مسئولیت داشتند و خیلی از شرکت‌های صنعتی و معدنی و افراد به او کمک می‌کردند. من از روزی که از معاونت شهرداری سیرجان کنار آمدم، مسئولیت خاصی نداشتم و به عنوان یک کارمند ساده مقابل آقای حسن‌پور ایستادم. برداشتن من از معاونت هم... خُب، نمی‌دانم، خواستند و برداشتند. آقای حسن‌پور باید در اخلاق و رفتار سیاسی‌اش تجدید نظر کند. از این به بعد هم من به عنوان یک مطالبه‌گر در میدان هستم. سهم من کاندیدا شدن بود و مردم هم آمدند و رای دادند. البته خیلی‌ها هم در انتخابات مشارکت نکردند. من دلیل را عدم صداقت برخی مسئولان با مردم می‌دانم؛ از رئیس‌جمهور گرفته تا برخی از نمایندگان، متاسفانه خیلی جاها با مردم صادق نبودند و این باعث لطمه خوردن به اعتماد عمومی بود. آقای حسن‌پور باید پاسخگوی خیلی از مسایل در شهرستان‌های سیرجان و بردسیر باشد. چرا نخبگان و فرهیختگان جامعه از آقای حسن‌پور ناراحت هستند؟ دلیل عدم توجه ایشان به نخبگان چیست؟ چرا ایشان فقط دنبال بچه‌های ستادی‌اش است؟ چرا هر فردی هر کاری بخواهد در این شهر انجام دهد، باید یک نامه از دفتر آقای حسن‌پور داشته باشد؟ اگر قرار است نماینده پیگیر این همه مسایل باشد، مسئولان چکاره هستند؟ پس مسئول نداشته باشیم و حقوقی هم ندهیم تا هزینه‌ای از جیب دولت و ملت خرج نشود. من بارها به خود ایشان گفتم شما نماینده همه مردم هستی، نه این‌که فقط نماینده کسانی باشی که به شما رای دادند. نماینده باید مطالبه همه مردم را در نظر بگیرد. با توجه به ریزش رایی که آقای حسن‌پور در این چند دوره داشته و خودشان هم می‌دانند و می‌بینند که بخشی از جامعه با رای ندادن به او واکنش نشان می‌دهند، باید در جهت اعتمادسازی کار کند اما ما می‌بینیم که در خیلی از ادارات حتما افراد باید از ستاد ایشان باشد. در بحث گل‌گهر مردم سوال دارند که خیلی از افرادی که با آقای حسن‌پور کار کرده‌اند یا رای داده‌اند، خیلی راحت به سرکار می‌روند. یکی از انتقادهای من به مسئولان سیرجان این است که چرا برخی از ایشان در خانه‌های سازمانی گل‌گهر که در اصل حق کارکنان گل‌گهر است، می‌نشینند؟ احساس من این است که وقتی فردی در خانه سازمانی یک شرکت عظیم معدنی و صنعتی با آن همه پول می‌نشیند، نمی‌تواند بر فرآیندهایی اقتصادی که در این مجموعه اتفاق بیفتد، نظارت کند. من اگر نماینده شده بودم و حتا همین حالا، از مسئولان می‌خواستم که بروند در خانه‌های سازمانی ادارات خودشان ساکن شوند. این شائبه‌ها که ایجاد شده و مردم می‌گویند این‌ها همه با هم هستند، نتیجه چنین رفتارهایی است و این درست نیست. من در جلسات مختلف به مردم قول دادم که نمی‌گذارم به اعتمادشان لطمه بخورد.
 تصور این بود که در نهایت بین شما و آقایان حسینی و ضابطی، اجماعی صورت بگیرد و یک نفر در انتخابات باقی بماند. اما آقای حسینی پس از انصراف، به نفع آقای ضابطی سخن گفتند و حتا تاکید کردند طرفداران ایشان به شما رای ندهند.
ابتدا از بچه‌های شهرستان یک شورای انقلابی تشکیل شد. آن‌ها بین خودشان رای‌گیری کردند و یک شورای 19 نفره تشکیل شد. در این شورا، کاندیداهای مختلف را بررسی کردند و به 5 کاندیدا رسیدند. بنا بود هر کدام از این 5 نفرکه در نظرسنجی‌ها بالاتر بود، بماند. هر چه جلوتر می‌آمدیم، من اقبال خودم را بیشتر می‌دیدم. در بردسیر دوستانی که خودشان قصد ورود به انتخابات را داشتند، به نفع من کنار رفتند. آن‌جا شورایی تشکیل شد و به آقای حسینی گفته بودند شما اقبالی ندارید و کنار بروید. با آقای ضابطی هم صحبت کردند. آقای حسینی دل‌شان می‌خواست خودشان بمانند و ما از ایشان حمایت کنیم. مردم و به خصوص جوانان نه آقای حسینی و نه آقای حسن‌پور را برنمی‌تابیدند. آقای ضابطی هم از دوستان بودند و کارهای سیاسی مختلفی با هم داشتیم. من هیچ‌کجا نه در خصوص آقای حسینی و نه آقای ضابطی و نه سایر دوستان بداخلاقی نکردم و کار خودم را انجام دادم. حتا وقتی آقای حسینی آن صحبت‌ها را انجام داد، من روز بعد و در همان مکان سخنرانی داشتم. آن‌ها شام دادند و من شام هم ندادم اما جمعیتی نزدیک به 800 نفر آمده بودند. در آن سخنرانی هیچ واکنشی در قبال سخنان ایشان نداشتم. البته دلخور شدم. ما سالیان سال از ایشان به عنوان کاندیدای مورد نظر حمایت کردیم. در سخنرانی‌شان گفته بودند معتمدی‌زاده راهکارهای وحدت را نپذیرفته است. در تمام جلساتی که یک ماه آخر داشتیم، بارها گفتم که کنار نمی‌روم و تا آخر می‌ایستم.
 من از روایت شما احساس کردم شما پذیرفته بودید به نظر شورای 19 نفره، تمکین کنید و همان را بپذیرید.
در آن جلسات بنا بود نظرسنجی علمی انجام شود و هرکدام از کاندیدها که رتبه بالایی بیاورد، بماند. ولی آن نظرسنجی علمی مدنظر ما صورت نگرفت و همین هم تبدیل به پاشنه آشیل شورا شد.
 آن‌ها چگونه نظرسنجی کرده بودند؟
ببینید، در نظرسنجی علمی باید همه جوانب سنجیده شود و هزینه‌بر است. مثلا زنگ بزنید دانشگاه تهران یا مجموعه‌هایی که نظرسنجی‌های نزدیک به واقعیت انجام می‌دهند؛ این‌ها هزینه دارند. باید یکی دو ماه بیایند در منطقه مستقر شوند و از اقشار مختلف، نمونه‌های مختلف بگیرند اما نظرسنجی انجام شده چنین خصوصیاتی نداشت.
 شما مشروط به این شورا پیوستید یا غیرمشروط؟
مشروط. در این شورا یک مرام‌نامه یا میثاق‌نامه بود که چند بند داشت. میثاق‌نامه را امضا کردم ولی مشروط بر این‌که این نظرسنجی، یک نظرسنجی علمی و خوب باشد.
 جز این، دلیل دیگری هم بود که از ائتلاف خارج شوید؟
خیر. همین یک مورد بود. چون تمام اعضای شورا را می‌شناختم و قبول داشتم. ولی نظرسنجی علمی صورت نگرفت. من تا 40 هزار رای را راحت در توان خودم می‌دیدم. چندبار من با آقای حسینی در جلسات مختلف نشستم و ایشان می‌گفتند که من 44 هزار رای دارم. من گفتم این رای متعلق به زمانی بود که بین شما و آقای حسن‌پور دوقطبی ایجاد شده بود ولی الان شرایط تفاوت دارد. من هرجا می‌رفتم با جان و دل برایم کار می‌کردند.40 درصد هزینه‌های انتخاباتی من را دوستان خودم که سال‌ها همکاری داشتیم، پرداختند. به هر حال یک انتخابات مثل مجلس، هزینه‌بردار است. اصلا کار سازمانی هزینه دارد. از چاپ پوستر و بنر تا راه‌اندازی ستاد در شهرهای مختلف و نیروهای ستادی و... کار، یک کار سازماندهی شده است. البته متاسفانه در سیرجان هزینه‌های سنگینی از طرف رقیب شد که من نه چنین پولی داشتم و نه موافق هزینه‌ زیاد بودم.
 چه میزان در انتخابات هزینه کردید؟
حدود 320 میلیون تومان خودم و 100 میلیون تومان هم دوستان هزینه کردند. در نظر داشته باشید که مثلا وقتی در شهر بردسیر می‌خواستم مکان مناسبی برای ستاد اجاره کنم، نزدیک 15 میلیون هزینه دادیم. در هرکدام از شهرهای اقماری سیرجان و بردسیر باید یک مکان برای ستاد اجاره می‌کردی و بنر می‌زدی و یا به افرادی که با ماشین شخصی خودشان پای کار می‌آمدند، باید هزینه می‌دادی. نمی‌شود بگویی خودت هزینه کن. این افراد باید یکسره در مناطق باشند؛ به خصوص در ایام تبلیغات. الان شاید نزدیک به 50 تا 60 میلیون تومان از بدهی من مانده و کم کم دارم پرداخت می‌کنم.
 یکی از مسایلی که باعث ایجاد برخی حواشی در مورد شما شد، اعلام حمایت آقای عرب‌گویینی از شما بود.
ببینید، ایشان خودشان کاندیدا بودند و به هردلیلی، صلاحیت ایشان نیز مثل خیلی‌های دیگر احراز نشد. خیلی از دوستان مشترک ما به ایشان گفته بودند شما که در انتخابات حضور نداری و از طرفی در انتخابات شورای شهر رای بالایی را آوردی بیا و از معتمدی‌زاده حمایت کن. ایشان، آمدند و مثل خیلی‌های دیگر از من حمایت کردند؛ آن‌هم بدون هیچ خواسته‌ای. ایشان در جمع بچه‌های ستادی خودشان هم اعلام کردند که هیچ خواسته‌ای ندارم و فقط آمدم تا تغییری ایجاد شود و تا جایی‌که توانست، صادقانه کمک کرد. جز ایشان افرادی نظیر دکتر محسن جهانشاهی، دکتر لشکری، آقای اناری و آقای پرتونیا نیز واقعا حمایت کردند.
 بسیاری معتقد بودند ایشان هزینه‌های شما را پوشش می‌دادند.
اصلا چنین چیزی نبود. ایشان در بحث مالی کمکی نکردند بلکه در بخش نیروی انسانی کمک کردند. البته این را بگویم که ایشان در بحث تبلیغات حرفه‌ای عمل می‌کند. شاید پیش از انتخابات آن تبلیغ «جوان مظهر امید است» را در سطح شهر دیده بودید که بعدا در پوسترهای خودم نیز استفاده کردم.
 به سراغ روز انتخابات برویم. آیا در حوزه‌های انتخابی تخلفی اتفاق افتاد؟
خیر. در حوزه‌ها اتفاق خاصی نمی‌افتاد ولی یکی از بندهای شکایتی که من داشتم، بحث مهندسی شدن انتخابات بود. نمی‌خواهم اسم ببرم چون افراد مشخص هستند اما مثلا در بعضی از مناطق افرادی بودند که در ستاد تبلیغاتی آقای حسن‌پور سخنرانی می‌کردند و در عین حال در انتخابات نماینده فرماندار بودند. قطعا چنین چیزی جالب نیست. مثلا فلان مسئول فلان اداره سیرجان در جلسات تبلیغاتی سخنرانی می‌کرد. مثلا یک مسئول در وقت اداری، با امکانات اداری در همان اداره جلسه تبلیغاتی گذاشته بود. این موارد را مستند دارم. کوتاه نمی‌آیم و باید پاسخگو باشند. این تخلفات در دوره‌های بعد نباید اتفاق بیفتد. باید این هزینه‌هایی که شد و مردم هم دیدند و شنیدند، مشخص شود.
 در مورد خرید رای توسط هواداران شما، شایعاتی وجود داشت...
ببینید، من حقیقتا پولی نداشتم که بخواهم رای بخرم. از آن مهم‌تر، یکی از مخالفان سرسخت این موضوع هستم. نیازی هم به خرید رای نمی‌دیدم. چون راحت با نتیجه انتخابات کنار می‌آمدم. من معتقدم نتیجه هر چه باشد، خیر است. من تاکید دارم که مخالف این قضیه هستم و هرگز به آن دامن نزدم. این را هم بگویم که خرید و فروش رای، حتما این نیست که پول بدهی و رای بخری. خرید رای آن‌جایی است که می‌روی در خانه‌ها و شام و ناهار می‌دهی. آن‌جا نقدی است و این‌جا غیرنقدی. تمام شام‌های انتخاباتی جزو خرید رای هستند. تخلفات زیاد بودند. از جمله مثلا به ما می‌گفتند در مکان‌های عمومی حق جلسه گرفتن ندارید ولی می‌دیدیم رقیب ما در تمام حسینه‌‎ها و نظایر این‌ها و سایر مکان‌های عمومی جلسه تبلیغاتی می‌گذاشت.
 در شب انتخابات آقای حسن‌پور اعلام پیروزی کردند و آمارهایی نیز دادند که با آمارهای نهایی همخوانی نداشت. شما آن‌جا حضور داشتید؟ چه اتفاقی افتاد؟
بله، هر دو در فرمانداری بودیم و اتفاقا ایشان کنار من بود. آمد و یک جدولی به من نشان داد و گفت آقای معتمدی، من 53 هزار، شما 42 هزار و آقای ضابطی 18 هزار رای آورده‌ایم. گفتم از کجا آوردی؟ این اشتباه است. گفتم اگر همین الان که هنوز صندوق‌ها را دارند می‌شمارند، به اختلاف رای من و خودت دقت کنی، متوجه می‌شوی که چنین اختلاف رایی ایجاد نمی‌شود و اختلاف ما اندک خواهد بود. حدود ساعت یک بعد از نیمه‌شب بود که این حرف‌ها را زدیم. فکر کنم حدود ساعت 3 بود که آن آمار را اعلام کرد. من در بیانیه‌ای که بعد از تاییدیه انتخابات صادر کردم، 5 یا 6 مطالبه جدی داشتم و گفتم آقای حسن‌پور بابت این دروغ بزرگ باید از مردم عذرخواهی کند که هنوز هم این کار را نکرده است. چرا ایشان درحالی‌که هنوز 50 تا 60 صندوق مانده بود، این حرف را زد. از این حرف بوی خوبی به مشام نمی‌رسید. من همان‌جا اعتراض کردم و به بازرسان گفتم این کار تخلف محرز است. من بعدها به خود آقای حسن‌پور هم گفتم که باید به خیلی از مسایل آدمی که راحت دروغ می‌گوید، شک کرد.
 صبح پس از انتخابات آقای حسن‌پور در امام‌زاده علی سخنانی گفتند که مخاطب‌شان شما بودید. ایشان دو بحث را مطرح کردند. مورد اول این بود که گفتند از آقای معتمدی‌زاده می‌خواهم صف خودش را از متخلفان جدا کند.
آقای حسن‌پور تخلفات خودش را نمی‌بیند. جلسات در تالارها و شام‌هایی که می‌داد را نمی‌بیند، دروغ بزرگ را نمی‌بیند و بعد این حرف‌ها را می‌زند. حرف آقای حسن‌پور توهین بود و من می‌توانستم از ایشان شکایت کنم. ایشان با گفتن این حرف، به 46 هزار نفری که به من رای دادند توهین کردند. هیچ فردی از اطرافیان من متخلف نبوده. همه با جان و دل آمدند و مردم همین جامعه بودند. من در بیانیه خودم هم به آقای حسن‌پورگفتم باید از مردم عذرخواهی کنی یا تغییر رویه بدهی. دور و بر من متخلف نبود و همه افراد صادق و درستکاری بودند. من یکشنبه به آقای حسن‌پور زنگ زدم و گفتم به چه حقی این حرف‌ها را زدی و تهدید کردی؟ گفت من شما را تهدید نکردم، منظورم یک سری از افراد بود. گفتم من هم می‌توانم بیایم و اسم ببرم، کاری ندارد. من می‌توانم بگویم در فلان اداره به تمام افراد ستادی خودتان مسئولیت دادید من انتقاد کلی کردم و حتا مصداقی نام نبردم. اما شما خیلی راحت می‌آیی و توهین می‌کنی.
 ایشان چه پاسخی داشتند؟
گفت من تهدید نکردم. گفتم مرد حسابی، صحبت‌هایت پخش شده. جالب این‌که در این مراسم یک عده هم که کنار آقای حسن‌پور بودند، کف و سوت می‌زدند. من می‌گویم نباید قدرت، انسان را مست کند. وقتی مستِ قدرت شدی، هر حرفی را می‌زنی. آقای حسن‌پور سه دوره نماینده مجلس بود، تمام مسئولان در مشتش بودند و برایش سخنرانی می‌کردند اما با من به عنوان یک کارمند شهرداری فقط 2 هزار و 800 رای اختلاف داشت. نمی‌شود از موضع قدرت هر حرفی را زد. ایشان حق نداشت این حرف‌ها را بزند.
 منظور آقای حسن‌پور این بود که عده‌ای پول‌های حاصل از مواد مخدر را آورده‌اند و در ستاد شما هزینه کرده‌اند؟
بله. در صورتی که دروغ محض است. من تا زمانی که باشم و تا زمانی که آقای حسن‌پور از مردم عذرخواهی نکند، به ایشان خواهم گفت دروغگو. ایشان شب انتخابات، واضح به مردم دروغ گفت. این حرف هم دروغ بود. این حرف‌ها توهین و افتراست و حداقل 6 ماه زندان دارد؛ بروید در قانون نگاه کنید. ایشان یک دروغ بزرگ دیگر هم گفتند. گفتند من با آقای معتمدی‌زاده مفصل صحبت کردم اما من اصلا با ایشان صحبت نکردم. آن‌شب در جلسه شورای تامین، فقط صحبت این شد که هر فردی برنده شد، رقبا به او تبریک بگویند. بعد از این صحبت‌ها در جلسه، آقای حسن‌پور رفت و حرفی زد که می‌توانست آبستن یک سری از مسایل امنیتی باشد.
 چه حرفی؟
همین‌که گفت من 53 هزار رای آورده‌ام. همه طرفداران من بیرون از فرمانداری بودند. کافی بود یکی از این‌ها بلند شود و یک سنگ بزند توی شیشه فرمانداری یا به کله آقای حسن‌پور که چرا وقتی هنوز یک سوم آرا شمارش نشده، چنین حرفی می‌زنید؟
 تا جایی که خاطرم هست، آقای حسن‌پور برای تخلفات خواستار ورود نهادهای امنیتی و قضایی شده بودند.
اصلا ایشان برود شکایت کند و من هم می‌روم شکایت می‌کنم تا ببینیم حق با چه کسی است.
 شما گفتید که مستنداتی برای اثبات برخی موارد تخلف جمع‌آوری کردید.
بله. من مستنداتم را به شورای نگهبان تهران، کرمان و سیرجان تحویل دادم ولی صلاح دیدند و حتما بررسی کردند و چون دیدند که مشکلی نبوده، انتخابات را تایید کردند. البته من خیلی پیگیری کردم.
 اصولا به نظر می‌آید که این شکایت‌ها چندان به جایی نمی‌رسد.
باطل کردن انتخابات به این راحتی نیست. خیلی‌ها پای صندوق آمدند و رای دادند و نمی‌شود به راحتی گفت که انتخابات باطل است ولی در قبال این همه تخلفی که صورت گرفته، باید یک واکنشی صورت بگیرد. حداقل به طور شفاف با مردم صحبت شود. من این توقع را دارم. آیا شام‌های انتخاباتی نمی‌تواند روند انتخابات را تغییر دهد؟ آیا وقتی مسئولان ادارات در اختیار یک فرد باشند و برایش سخنرانی کنند، نمی‌تواند سرنوشت انتخابات را تغییر دهد؟ و یا موارد دیگری هم بود. صورتجلسه شورای امر به معروف و نهی از منکر بردسیر موجود است که در آن به وضوح به خرید و فروش رای در انتخابات اشاره شده است. چند پرونده در دادسرای بردسیر تشکیل شد که فرد را گرفته بودند و خانه تیمی کشف شده بود که رای خرید و فروش می‌کردند. تعداد قابل توجهی استشهاد مردمی در خصوص خرید و فروش رای وجود دارد. این‌ها روند انتخابات را تغییر نمی‌دهد؟ حداقل کاری که من انتظار داشتم این بود که 10 تا صندوق دوباره باز و شمارش شود. خُب می‌گویند تخلفی نشده و من هم به قانون تمکین می‌کنم. چون به نظر من شورای نگهبان، کارش را درست انجام می‌دهد و باید به این شکل عمل کند. همان‌طور که کاندیداها را تایید می‌کند، صحت انتخابات و عملکرد شورای نظارت و هیات اجرایی را نیز تایید می‌کند.
 ممکن است سرفصل مستندات شما را پیرامون موارد تخلف که به نهادها ارایه کردید، بپرسم؟
بله. اولین مورد مهندسی انتخابات بود.
 به چه شکل؟
مهندسی انتخابات در روز انتخابات. گفتم که بعضی از نمایندگان فرمانداران که در جلسات تبلیغاتی نماینده شرکت می‌کردند، در روز انتخابات نماینده فرماندار بودند.
 این افراد چه کار می‌کردند؟
نماینده فرماندار و هیئت‌های اجرایی باید بی‌طرف باشند. وقتی من تا چهار روز پیش در جلسات، تبلیغ و سخنرانی می‌کردم، نمی‌شود که پای صندوق هم باشم. این موارد شائبه ایجاد می‌کند. در همین سیرجان، رییس اداره [...] در ایام تبلیغات در جلسات تبلیغاتی حضور داشت. آقای حسن‌پور ایشان را دو ماه قبل از انتخابات برای چه آورد؟ من تمام عکس‌ها و فیلم‌ها را مستند کردم. یکی دیگر از مواردی که باید اشاره کنم، پرداخت وام‌های سفارشی در ماه‌های منتهی به انتخابات از سوی بانک‌هایی مثل [...] و [...]در سیرجان و بردسیر بود.
 موارد دیگر چه بودند؟
بحث شام‌های انتخاباتی و خرید و فروش آرا از جمله مواردی بودند که بابت‌شان شکایت کردیم و یکسری مستندات هم ارایه دادیم.
 شما ادعا دارید شام‌ها انتخاباتی و خرید و فروش آرا در حدی بود که سرنوشت انتخابات را تغییر می‌دهد؟
ببینید، اختلاف و رای من با آقای حسن‌پور خیلی کم بود. وقتی مسئولان برای ایشان سخنرانی می‌کردند، من چه داشتم؟ حتا همکاران من در شهرداری جرات نداشتند در ستاد من حضور پیدا کنند.
 شما از طرفی می‌گویید مردم به آگاهی رسیدند و از طرفی از تاثیر شام‌های انتخاباتی و خرید و فروش رای صحبت می‌کنید.
بعضی اوقات می‌شود با پول روی مردم ضعیف و فقیر تاثیر گذاشت. در مورد فساد، شائبه‌های زیادی در ذهن مردم به وجود آمده است. در خیلی از جلسات گفتم اولین کاری که انجام می‌دهم، دعوت از تیم‌های بازرسی، هم از دیوان محاسبات و هم بازرسی کل کشور است که در سیرجان و بردسیر حضور پیدا کنند و اگر فسادی هست جمع کنند. یکی از برنامه‌هایم تشکیل دو کانون نخبگان در سیرجان و بردسیر بود تا سازماندهی شوند و به دغدغه‌های مردم برسند انتقاد جدی من به حسن‌پور همین است که فقط دنبال بها دادن به افرادی که برایش رای جمع‌ می‌کنند و افراد ستادی‌اش و اطرافیانش است.
 شما قبلا گفتید آقای حسن‌پور به دلیل ارجح قرار دادن نیروهای ستادی، نخبه‌گریزی می‌کند.
به ایشان گفتم از این پس هر اشتباهی که ببینم، به مردم می‌گویم. بنا نیست فکر کنید هر حرکتی کردید، فکر کنید هیچکس حرفی به شما نمی‌زند.
 یعنی آقای حسن‌پور تخلفاتی داشتند که شما مطلع هستید و جایی بازگو نکردید؟
بله، این موارد همه تخلف است دیگر، مثلا همین شام‌های انتخاباتی، نذری که نبوده.
 سوال من این است که آیا در مورد آقای حسن‌پور، تخلفاتی وجود دارد که عیان نکرده باشید؟
نه، بحث من همین تخلفات انتخاباتی است.
 کاری به قبل از انتخابات ندارید؟
آن را سیستم‌های نظارتی باید ورود کنند. من اگر جایی تخلفی دیدم نباید جار بزنم. شاید خیلی جاها هم مسایلی را مطرح کرده باشم اما اصولا این وظیفه سیستم‌های نظارتی است که بیایند و پیگیری کنند.
 این‌طور که نمی‌شود. اگر شما نسبت به تخلفی آگاهی دارید...
من فقط از این مبادی می‌توانم پیگیری کنم چون من نه قاضی هستم و نه در سیستم‌های نظارتی وظیفه‌ای دارم. نباید هر حرفی را جار زد زیرا تبعات دارد که به هم خوردن آرامش مردم، درگیر شدن فکرشان و از دست دادن اعتمادشان از جمله آن‌هاست. من نباید باعث چنین مسایلی شوم. اگر جایی تخلف دیدم، وظیفه دارم به مسئولانی که پیگیر این مسایل هستند اطلاع دهم.